تبليغاتX
ساعات عظمی

سید حسن نصرالله!

تمام تسهیلات برای وحی فراهم ست

ذره های زلزال

با ثمن ثمن ذوالجلال

و کتف های میم میم ِمن!

به طور عمد، میم میم ِمن!

تا خورده هاش که پخش می شود لعل و یاقوت

همین حالا

افسون و سوز

همین حالا!

و اما این پری هایم بخواب که ذات حق تعالی ست

و آوردمت خموش ببارم بر فقرات، یکایک کلمات از پیش ، نفس را با نفس،

بیایم هات ،که اصرار من کاملا شخصی ست!

نه قلبی فداک ، بی دلیل که صبح صادق است

و اجزاء ما در استغفارو ناموس ، تابیده آنهایی که رفتند یکایک از سمت ِراست ِمن

اصلا طولش نداد

آنکه گفت نشئگی ،چگونه  می شود که می  تنهایم  می سخت  می

هل من ناصر امتم را به نرگسی وشان تنبور؟!

اِنَ  خودم

و آی خودم

و تبت یدی خودم به وجد آمدم

که ناهید ِچنگی تو رقصان نبود به آواز ِعود ِکودکانش، بچرخانش به ویرانه هاش!

چنانچه نور از دهل ها و ماوراء نور تا ، تاکستان ِ پیش ات همین اتاق،

دقیقا سلول به سلول، حرام ِگردنت کجاست که من هر جور راحتمم، رفت

در اِی تبریز ِماهیچه هات   چنگ

مرکبات

انگار تبریز!

نمی گویمت آخ

نمی گویمت تو با دست های من نفوس ِبدی ست

که حتی مکیدن از مولکول های اینجا نبودی بخوابانی ام، گریست

وخیم گریست

که آنها به دستور توصورت گرفت  مرکز حیفا !

و فاترست

پری ترست

هنوزترست  از شکل ِآیا کدامتان که استخوان هایم تا شکسته ها ؟

و اینگونه ست که جبرئیل ، از قطعات ِکاجتان سر زده ست

سایه های روی سال های والعصر!

سلام سردار جبهه های خفگی !

اززبانه هات در دهانم ،ماهی کوچکی ست که می رعشد از خدایا مرا ببخش

به بسته های کوانتومی

و دشمنانم را همگی هلاک کن  به تیر غیب

و از آسمان ببارد سنگ

که خانه هایت اینجا ، بی حجرالاسودند‍

آمین یا رب العالمین!

 

آنچه خواندید خطاب به فرزندان عبد مناف ،

ضمیمه ایست که من زورش ندارم ملک العرش!

و وحشی ام پیوسته منتشر است در شرابها وُ موج ها وُ کف های کو؟!

کو ؟!

تکیده بیروت ِهلهله های خیلی  مدام

و لخته های ترس پیچیده در غضروف ِمور مور وُ زیتون ِآنوقت، شدید!

و جنگند ه ها کم است

و تانک ها کم است

و اعراب ِخورمیانه ها کم است

و ملا فهای روی مرده ها...

 

اما همین ساعات ِپیش سید حسن نصرالله، رهبر جبش مقاومت حزب الله

طی یک سخنرانی باشکوه اعلام کرد که لبنان هنوز زنده ست!

صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران – مرکز بیروت  

 

                                                                                                                 

 به تاريخ مرداد 85

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 10:5  توسط زینب  |